|
قرآن و عصمت رسول الله(ص) 2 |
|
|
|
|
نوشته شده توسط etemad
|
|
شنبه ، 6 تیر 1388 ، 10:10 |
مثلاً اگر پدر مهربانی به فرزند خردسال خود در سفر بیابانی و پرخطر بگوید تو همواره تحت حمایت من قرار داری مگر آنكه من نخواهم، در این مورد، با اطمینان به قطعی بودن ارادهی پدر مهربان بر حفظ فرزند، استثنای مزبور ناظر به بیان قدرت پدر است نه راجع به انقطاع مراقبت. پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ خزانه دار علم الهی پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ خزانه دار علم الهی است، چنانكه امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ در نهج البلاغه دربارهی آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ میفرماید «خازن علمك المخزون»[1] خداوندا! علم مخزون تو در نزد رسول توست و او خزانه دار علم توست. كلیدهای جهان غیب همگی در نزد خدا است « وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ»[2] و اگر رسول خدا به مقام «لدن» رسید « إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِیمٍ عَلِیمٍ»[3] یا به مقام قرب « دَنا فَتَدَلَّى *فَكانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى»[4] نایل آمد و عنداللهی شد « عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ»[5] یقیناً كلیدهای غیب در حضور آن ولی الله است و او به اذن خدای دانای علتهای غیبیّه اشیاست و همهی علوم جهان در نزد وی خواهد بود، بنابراین، چگونه میشود سهو و نسیان و خطا در مخزن علم الهی و درخزانهی وحی رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ راه داشته باشد؟ در بحثهای گذشته نیز گفته شد كه شیطنت شیطان در محدودهی خاص وهم و خیال است كه در جایگاه بلند حضرت رسول ـ صلّی الله علیه وآله ـ راه ندارد؛ زیرا در مقام عقل محض، نه وهم درونی میتواند به عنوان سبب قریب عامل مغالطه، سهو و نسیان شود و نه ابلیس از بیرون به عنوان سبب بعید میتواند آسیبی وارد سازد. 3ـ عصمت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در تلاوت قرآن مرحلهی سوّم عصمت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، عصمت در مقام تلاوت و ابلاغ است. خدای سبحان یكی از شئون رسالت رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ را تلاوت قرآن بیان فرموده است: «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهی»[6] و خود آن حضرت نیز در سورهی «نمل» میفرماید: « إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هذِهِ الْبَلْدَهی الَّذِی حَرَّمَها وَ لَهُ كُلُّ شَیْءٍ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ* وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ»[7] یعنی من مأمور شدهام كه پروردگار شهر مكّه را كه آن را حَرَم قرار داده و تمام چیزها ملك او است بپرستم و از مسلمین باشم و نیز قرآن را تلاوت كنم یعنی همان طوری كه خودم آیات الهی را شنیدهام عین همان آیات را بدون كاهش یا افزایش به سمع شما برسانم. تلاوت آن حضرت ـ صلی الله علیه و آله ـ همانند تلاوت خداوند بر ایشان كه فرمود « تِلْكَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْكَ بِالْحَقِّ»[8] از صیانت و حفظ الهی برخوردار است؛ زیرا خدای سبحان رسول خود را در این زمینه به چند صفت ممتاز، برجسته ساخته است و میفرماید: هر چه را كه ما گفتیم همان را به مردم میرساند و چیزی از آن را كتمان نمیكند و هر چه را كه او میگوید، عین وحی است و نه چیز دیگر كه این دو صفت در پیامبر شناسی به عنوان دو اصل مهم مطرح است. دربارهی كوتاهی نكردن آن حضرت و دور بودن از بخل و كاهش در وحی الهی میفرماید: «وَ ما هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِینٍ»[9] پیامبر بر غیب الهی بخل نمیكند. آن حضرت در هیچ یك از شئون رسالت خود بخیل نیست چه در تلاوت قرآن و چه در تعلیم و تفسیر آن و چه در تزكیه و تهذیب جانها و چه در تذكّر دادن به مؤمنان. بنابراین، آن چه كه استفاده میشود از این آیهی كریمه آن است كه قرآن سفرهی خداوند و مهمان خانهی او است كه به دست سخاوتمند پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ همچنان گسترده است و هیچ بخششی مانند جود آن حضرت نخواهد بود؛ زیرا اگر دیگران با مواد غذایی طبیعت انسان را تعذیه میكنند، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فطرت و ماورای طبیعت انسان را با معارف غیبی قرآن، كه مهمانی خدا و غذای آمادهی الهی است، شكوفا میكند و همگان را از روزی معنوی خداوند بهرهمند میسازد. رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ در روایتی میفرماید «أجود الأوجواد الله جلّ جلاله و أنا أجود ولد آدم» یعنی خدا از همهی بخشندگان بخشندهتر است و در عالم امكان و فرزندان آدم ـ علیه السّلام - احدی بخشندهتر از من نیست. آن حضرت نه تنها جواد است بلكه مجسّمه جود و حقیقت سخاوت است، و از اسراف و ریخت و پاش مبرّاست. اسراف و نگهداری كه دو طرف جودند، افراط و تفریط هستند و با جود سازگاری ندارند. اگر كسی بذر را بیجا بپاشد میگویند تبذیر كرد یعنی بیمورد بذر افشانی كرده و در پاشیدن بذر اسراف كرده است و چنین بذری جوانه نمیزند، رشد نمیكند، و به بار نمینشیند. بذر افشان بیحساب را میگویند «مبذّر» و اگر در زمان ضرورت بذر افشانی، بذر نپاشد، او را خودداری كننده میگویند و عملش را امساك مینامند كه این نیز با جواد بودن سازگاری ندارد. آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ جوادترین موجود امكانی است كه از اسراف و امساك به دور است و بهترین غذای معنوی انسانها را به آنان میبخشد؛ البتّه آن حضرت علاوه بر این جود بزرگ، در امور مادّی و طبیعی نیز به گونهای بود كه هرگز در برابر درخواست دیگران «نه» نمیفرمود و در این زمینه آنچنان بود كه در اعمال منا از طرف امتش شتر قربانی كرد. در بُعْد دیگر یعنی اینكه هر چه آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ میفرمایند عین وحی و در امتداد همان مجرای وحی الهی، میفرماید: « وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى»[10] هر چه را كه رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ دربارهی دین بفرمایند وحی است كه گاهی به صورت قرآن و گاهی به صورت حدیث متعارف و گاهی به صورت حدیث قدسی جلوه میكند. اگر فرمود نماز ظهر و عصر چهار ركعت است و دو ركعت به اصل نماز اضافه كرد كه «فرض النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ» است، این «فرض النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ» در برابر «فرض الله» نیست كه آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ از خودش دو ركعت را اضافه كرده باشد بلكه خدا به او فرمود: چنین بگو. گاه خداوند خود مستقیماً دستورمیدهد كه میشود واجب خدا و گاه به پیامبرش میگوید كه او بگوید كه میشود واجب پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ . در هر صورت، همهی آنچه كه از زبان مطهّر آن حضرت دربارهی دین جاری میشود همگی از وحی الهی سرچشمه میگیرد. بنابراین، همان گونه كه رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مقام گرفتن و نگهداری قرآن معصوم بودند، در مقام تلاوت و ابلاغ و تعلیم نیز چنین هستند و در خود مقام تلاوت نیز علاوه بر اینكه در بُعد عقل نظری وعلمی اشتباه نسیان و خطا نمیكنند، در بُعْد عقل عملی نیز از افراط و تفریط وارستهاند و نه تنها آیات الهی را كتمان نمیكنند بلكه چیزی از ناحیهی خود یا دیگران بر آن نمیافزایند.
[1] ـ نهج البلاغه، خطبهی 72. [2] ـ سورهی انعام، آیهی 59. [3] ـ سورهی نمل، آیهی 6؛ به یقین این قرآن از سوی حكیم دانایی بر تو القا میشود. [4] ـ سورهی نجم، آیات 8 و 9؛ نزدیكتر و نزدیكتر شد. تا آن كه فاصلهی او (با پیامبر) به اندازهی فاصله دو كمان یا كمتر بود؛ [5] ـ سورهی قمر، آیهی 55؛ نزد خداوند مالك مقتدر. [6] ـ سورهی آل عمران، آیهی 164؛كه آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بیاموزد. [7] ـ سورهی نمل، آیات 91 و 92. [8] ـ سورهی بقره، آیهی 252؛ اینها، آیات خداست كه بحق، بر تو میخوانیم. [9] ـ سورهی تكویر، آیهی 24. [10] ـ سورهی نجم، آیات 3 و 4. آيت الله جوادي آملي- قرآن در قرآن
|