|
نمايش استحكام ساختار نظام اسلامى پس از هفتم تير |
|
|
|
|
نوشته شده توسط etemad
|
|
دوشنبه ، 8 تیر 1388 ، 11:13 |
حادثه هفتم تير شش روز پس از عزل بنى صدر از رياست جمهورى و يك ماه قبل از فرار وى و مسعود رجوى سركرده منافقين به فرانسه صورت گرفت. سه روز قبل از وقوع اين حادثه، محمد جواد قديرى عضو كادر مركزى سازمان مجاهدين خلق و طراح اصلى انفجار مسجد ابوذر به دوستان خود با اطمينان خبر داده بود كه «روز هفتم تير» كار يكسره خواهد شد.  مردم ايران زمين بوى خوش آزادى و امنيت را آرام آرام در جاى جاى كشور احساس مى نمودند به نحوى كه طراوت، شادابى و ايمان در تمام نقاط كشور جلوه گر بود. وجود چنين شرايطى جايگاه دشمنان را هر روز در كشور سست تر مى نمود، لذا آنان هيچگاه اين شرايط را براى مردمان ايران مناسب نمى ديدند. به همين منظور اقدامات وسيعى را جهت حذف عناصر انقلابى آغاز نمودند تا شايد از اين طريق بتوانند كام ملت را به تلخى بكشانند و اهداف شوم خود را در جامعه نو پاى اسلامى به ثمر برسانند ولى غافل از اينكه ملت هوشيار ايران خود هر كدام به عنوان يك عنصر كارآمد است و هر يك از اعضاى اين ملت خود به تنهايى مى تواند راهگشاى مشكلات پيش آمده باشد. مصطفى خدابخشى در سال 1360 زمانى كه اختلافات بين نيروهاى خط امام( ره ) و بنى صدر ( رئيس جمهور وقت ) به اوج خود رسيده بود سخنرانى احمد سلامتيان و حسن لاهوتى اشكورى از ياران نزديك بنى صدر در مشهد باعث مناقشات و درگيرى هايى بين هواداران دو گروه شد و در 24 اسفند ماه همان سال نيز با سخنرانى رئيس جمهور وقت در دانشگاه تهران، اين منازعات شدت گرفت. با شدت گرفتن اختلافات در نوروز ،1360هياتى از سوى حضرت امام خمينى (ره)، مسؤول رسيدگى به اختلافات پيش آمده شد و به روزنامه ها اخطار داده شد كه از انتشار مواردى كه باعث آشوب مى شود، خوددارى كنند. اما فعاليت هاى اين هيات، هيچ تاثيرى در جلوگيرى از توسعه تحريكات و اغتشاشات نداشت. در اين ميان روابط ميان بنى صدر با سازمان مجاهدين خلق (منافقين) گسترده تر شد و سازمان مذكور هم كه موجوديت خود را در گرو حفظ بنى صدر بر مسند قدرت مى ديد، در 30خرداد ،1360 حمايت كامل و يكپارچه خود را از وى اعلام نمود. در اين زمان، سازمان مجاهدين خلق (منافقين) طى اعلاميه هايى به توهين و تهمت به نهادهاى انقلابى و مسؤولان پرداخت؛ از جمله پس از عزل بنى صدر از فرماندهى كل قوا در 20 خرداد 1360 توسط امام خمينى(ره)، طى اطلاعيه اى ضمن حمايت از بنى صدر، خواستار حراست از جان رئيس جمهور شده بود. در اين اطلاعيه آمده بود: « مجاهدين خلق ايران با اخطار قاطع انقلابى عليه هرگونه سوء نيت به جان رئيس جمهور، از تمامى خلق قهرمان ايران، آمادگى و حضور دائم در صحنه ها و مقاومت پيگير را طلب نموده و در اين شرايط حمايت از شخص رئيس جمهور و حفاظت از جان او را يك وظيفه مبرم انقلابى در سراسر كشور تلقى مى كند.» همزمان با تصويب طرح عدم كفايت سياسى بنى صدر از سوى مجلس شوراى اسلامى، سازمان مجاهدين خلق (منافقين) يك بار ديگر با حمايت از وى، طى اعلاميه اى تهديد آميز، نمايندگان را از شركت در جلسه بررسى عدم صلاحيت رئيس جمهور برحذر داشت. در اين اطلاعيه آمده بود: «... سازمان مجاهدين خلق ايران به تمامى نمايندگان كه در مجلس حضور مى يابند، نسبت به كليه عواقب گسترده عزل رئيس جمهور در فضاى ارتجاعى حاكم زنهار مى دهد. از اين رو با ياد آورى مجالس و ادوار قانون گذارى كه در تاريخ معاصر ايران به استقرار ديكتاتورى منجر شده است، ما به فرد فرد نمايندگان حاضر و به ويژه آنها كه نسبت به سرنوشت مردم ايران احساس مسؤوليت مى كنند، تذكر مى دهيم كه خود را شايسته لعن و نفرين ابدى ملت ايران نساخته و مرعوب صحنه هاى ساختگى چماق داران در برابر مجلس نشوند.» با وجود اين، روز سه شنبه 30 /3/1360طرح عدم كفايت سياسى بنى صدر در مجلس شوراى اسلامى بررسى گرديد و با 177راى موافق، 12 راى ممتنع و يك راى مخالف تصويب شد و روز اول تيرماه، حضرت امام خمينى(ره) حكم عزل بنى صدر را از مقام رياست جمهورى صادر كرد. سازمان مجاهدين خلق(منافقين) پس از اين وقايع، در 30 خرداد 1360 اعلام كرد كه فعاليت هاى اين سازمان وارد فاز نظامى شده و اعضاى اين گروه كه مسلح به انواع اسلحه هاى سرد و گرم بودند به خيابان ها ريخته و به قتل و جرح مردم و پاسداران كميته و نيروهاى انتظامى و تخريب اموال عمومى پرداختند. ترورهاى كور يكى ديگر از استراتژى هاى سازمان در اين زمان بود. موج اين ترورها به قدرى گسترده بود كه از مردم عادى در كوچه و خيابان تا مسؤولين مملكتى را در برگرفت. در ششم تير ماه سال 1360 جواد قديرى يكى از عوامل سازمان منافقين در مسجد اباذر تهران با بمب گذارى قصد به شهادت رساندن حضرت آيت الله خامنه اى را داشتند كه البته اين ترور نافرجام ماند. فاجعه 7 تير يك روز پس از سوء قصد به جان حضرت آيت الله خامنه اى در ششم تير ماه ،1360 در ساعت 20 و 30 دقيقه شامگاه روز يكشنبه هفتم تير ماه ،1360 جلسه اى در سالن اجتماعات دفتر مركزى حزب جمهورى اسلامى واقع در سرچشمه تهران برگزار شد. افراد حاضر در جلسه نمايندگان مجلس، و برخى از اعضاى هيات دولت و... بودند و بحث درباره مسائل سياسى و اقتصادى روز بود، اما عده اى از اعضا خواستند كه درباره انتخابات رياست جمهورى نيز صحبت شود. شهيد بهشتى جملاتش را با اين عنوان آغاز كرد: «... ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم استعمارگران برايمان مهره سازى كنند و سرنوشت مردم ما را به بازى بگيرند. تلاش كنيم كسانى را كه متعهد به مكتب هستند و سرنوشت مردم را به بازى نمى گيرند انتخاب شوند و ...» اين آخرين كلمات آن بزرگوار بود كه از لبانِ حقگوى ايشان بيرون تراويد. ناگهان انفجارى مهيب روى داد و در كمتر از ثانيه اى، از سالن اجتماعات حزب جمهورى اسلامى جز تلى از خاك، چيزى نماند. فاجعه انفجار دفتر مركزى حزب جمهورى اسلامى درتهران و شهادت مظلومانه هفتاد و دو تن از برجستگان و نيروهاى لايق و كارآمد انقلاب و در راس آنها شهيد مظلوم آيت الله بهشتى از سوى سازمان جهنمى منافقين، عكس العمل استكبار جهانى و عوامل داخلى آنها در قبال بركنارى بنى صدر خائن و حذف ضد انقلاب از صحنه سياسى كشور توسط مسؤولان نظام اسلامى بود. عوامل اين جنايت بزرگ معتقد بودند كه در اثر كشتار مسؤولان عالى رتبه، اوضاع كشور به هم مى ريزد و انقلاب اسلامى از بين خواهد رفت ولى به كورى چشم دشمنان، انقلاب ما پايدارتر شد و هيچگونه تزلزلى در اركان نظام به وجود نيامد. در انفجار دفتر مركزى حزب جمهورى اسلامى علاوه بر آيت الله بهشتى، تعداد زيادى از وزراى كابينه و نيز نمايندگان مجلس شوراى اسلامى به شهادت رسيدند. حضرت امام خمينى (ره) پس از اين حادثه فرمودند: «ملت ايران در اين واقعه، 72 نفر به عدد شهداى كربلا را از دست داد. بهشتى خار در چشم دشمنان اسلام بود.» حادثه هفتم تير شش روز پس از عزل بنى صدر از رياست جمهورى و يك ماه قبل از فرار وى و مسعود رجوى سركرده منافقين به فرانسه صورت گرفت. سه روز قبل از وقوع اين حادثه، محمد جواد قديرى عضو كادر مركزى سازمان مجاهدين خلق و طراح اصلى انفجار مسجد ابوذر به دوستان خود با اطمينان خبر داده بود كه «روز هفتم تير» كار يكسره خواهد شد. او روز ششم تير نيز مجدداً به بعضى متهمين دستگير شده سازمان تاكيد كرده بود كه فردا يعنى روز 8 تير 1360 كار نظام اسلامى تمام است. عامل انفجار هفتم تير، فردى به نام محمد رضا كلاهى دانشجوى دانشگاه علم و صنعت بود كه پس از پيروزى انقلاب به سازمان منافقين پيوست و با حفظ اين عضويت، ابتدا پاسدار كميته انقلاب اسلامى خيابان پاستور شد و بعد با هدايت سازمان، به داخل حزب جمهورى اسلامى راه پيدا كرد. اودر حزب ارتقا يافت و مسؤول دعوت ها براى كنفرانس ها، ميزگردها و جلسات شد. ضمن آنكه مسؤول حفاظت حزب نيز گرديد. او بمب را با كيف دستى خود به داخل جلسه حزب جمهورى اسلامى واقع در نزديكى چهار راه سرچشمه تهران انتقال داد و دقايقى قبل از انفجار، از ساختمان حزب خارج شد. پس از انفجار نيز مدتى در منزل يكى از اعضاى سازمان متبوع خود مخفى شد و نهايتاً از طريق مرزهاى غربى كشور به عراق منتقل گرديد. او در عراق با يكى از اعضاى سازمان ازدواج كرد. اما در 1370 در فهرست اعضاى «مساله دار» سازمان قرار گرفت، در 1372 از سازمان جدا شد و در 1373 از عراق رهسپار آلمان گرديد. در فاجعه هفتم تير علاوه بر شهيد آيت الله بهشتى رئيس ديوان عالى كشور، 72 نفر ديگر از جمله 4 وزير، چند معاون وزير، 27 نماينده مجلس و جمعى از اعضاى حزب جمهورى اسلامى به شهادت رسيدند. امام خمينى (ره) در بخش ديگرى از پيامشان فرمودند: «اين كوردلان مدعى مجاهدت براى خلق، گروهى را از خلق گرفتند كه از خدمتگزاران فعال و صديق خلق بودند.» حادثه هفتم تيرماه هم براى كشور ما و هم براى عالم اسلام يك رخداد بزرگ قلمداد مى گردد.در حادثه هفتم تير يك مرد سياسى ارزشمند و يك مرد وارد در ميدان هاى تبليغات دينى مثل شهيد بهشتى و برگزيدگان مردم از دست ملت ايران رفتند. بازخوانى مدارك نشان مى دهد در آن ايام دسايس زيادى هم در خارج كشور و هم در داخل به وسيله نااهلان در جريان بود و افرادى پشت پرده اين جريان قرار داشتند كه تلاش مى كردند جلوى اين فكر مترقى را بگيرند . حادثه هفتم تير نمايانگر مظلوميت نظام جمهورى اسلامى است كه طى آن روحيه انقلاب و ملت ايران فولادين گرديد. علل فاجعه عامل اصلى وقوع فاجعه هفتم تير، استكبار جهانى به سركردگى آمريكا بود. در واقع آنها وقتى نتوانستند از پيروزى انقلاب اسلامى جلوگيرى كنند، به توطئه عليه جمهورى اسلامى روى آوردند. البته طرح هاى آنها از جمله حمله نظامى و شكست در صحراى طبس، كودتاى نوژه، حمله نظامى صدام حسين و ... با شكست مواجه شد. در داخل كشور با تصويب قانون اساسى جمهورى اسلامى، پايه هاى اصلى نظام مستحكم شد و تشكيل مجلس شوراى اسلامى بيانگر تثبيت نظام بود. ارتش و سپاه قدرت يافتند و حزب جمهورى اسلامى نيز در صحنه سياسى كشور حضور فعالى داشت. در چنين شرايطى كه گروهك هاى داخلى مطرود مردم و مسؤولان شده و از بعد خارجى نيز نظام اسلامى منسجم و مقتدر شده بود، همه نگاه ها و بغض و كينه ها متوجه حزب جمهورى اسلامى و دبير كل آن آيت الله بهشتى شد. بنابراين اجراى برنامه اى براى حذف ايشان و ديگر اعضاى حزب كه اكثراً از مجلسيان و ساير قوا بودند، در دستور كار دشمنان نظام اسلامى قرار گرفت. از ديگر عوامل اين فاجعه مى توان به موارد زير اشاره كرد: 1- بركنارى بنى صدر از فرماندهى كل قوا و رياست جمهورى 2- حركت مسلحانه منافقين 3- رخنه و نفوذ منافقين در نهادها، احزاب و ارگان هاى اسلامى و انقلابى 4- كوتاهى در حفاظت از مسؤولان و شخصيت هاى نظام 5- تاثير تبليغات سوء و سانسور فكرى روى اعضا و هواداران گروهك هاى محارب 1- قاطعيت، صراحت و سازش ناپذيرى مسؤولان و شخصيت هاى خط امامى 2- پيروزى هاى ايران در جنگ تحميلى 3- موفقيت هاى خط امام در عرصه سياسى كشور حال از آن فاجعه دردناك 28 سال مى گذرد و هر سال ياد و خاطره بزرگمردان آن روزگار كه جام شهادت را نوشيدند دل هر انسان آزاده اى را به درد مى آورد. در طول اين سال ها با وجود تمام فعاليت هايى كه دشمنان اسلام انجام دادند ولى همچنان وحدت و استحكام در بين مردم و دولت به تزلزل كشيده نشد و تمام نقشه هاى شوم آنان نقش بر آب گرديد. در اين روزها استكبار جهانى از بعد ديگرى نقشه هاى خود را در كار زار وارد نموده است و با استفاده از احساسات پاك مردم ايران زمين مى خواهد اين كشور را به اغتشاش بكشد ولى مردم ايران در چند روز اخير( پس از درگيرى هاى خيابانى كه توسط منافقين در صف مردم سازماندهى شده بود ) بار ديگر تعهد خود را به اسلام، ولايت فقيه و شهدا اثبات نمودند و با اين حركت باعث گرديدند تا كوردلان بار ديگر رخت از سرزمين اسلامى ببندند. مردم بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه اين گرگان تشنه به انتظار موقعيت هاى كوچك براى ايجاد حوادث بزرگ هستند.
|